شهریار از اولین شعرایی است که از دوران دبستان خواندن اشعارش را آغاز کردم و بسیار با اشعارش "حال کردم"
هر بار که یک جوک ترکی می گویم بخاطر می آورم که "الا تهرانیا انصاف می کن خر تویی یا من"
و یا وقتی کودکی بازیگوش از اقوام را در بغل می گیرم به یاد "عمو خوبست اگر قاقا بیارد خوراکی خدمت آقا بیارد" می افتم.
طنز تلخ شهریار شعر را در بیت "تو جگر گوشه هم از شیر گرفتی و هنوز من بیچاره همان عاشق خونین جگرم" در نظرم با بسیاری از اشعار فاخر لسان الغیب سر به سر می سایید.
با شروع مجموعه شهریار امیدی بی پایه داشتم که شاید روایتی قابل تحمل از این شاعر معاصر را به نظاره بنشینم اما افسوس که ایدئولوژی حاکمان حتی سریال شهریار را بهانه حمله به ایرج میرزا و عارف کرده بود و شهریار را شاعری عاشق دربار جمهوری اسلامی نشان می داد.
این شد که تصمیم گرفتم حداقل بخشهایی از این قصیده شهریار را در بضاعت خود بازنشر کنم تا دوستان شهریار را به روایتی دیگر نیز بشناسند.
هنوز بر سر عمامه فتنه ها برپاست
نعوذ بالله از این فتنه ها که در سر ماست
هنوز بر سر کفش و کله نهادن عمر
شعار و شیوه ما مردمان بی سر و پاست
جز اختلاف سیر نیست اختلاف صور
چنانکه باطن هرکس ز ظاهرش پیداست
عجب که برخی اسلامیان گمان دارند
که این منافی با شرع انورست و خطاست
خطاست انکه نشانی به صدر مسند شرع
کسی که رای صوابش خطا و روی و ریاست
مخوان که فاتحه ملک و ملت است ای شیخ
از این نماز تو ما را هم التماس دعاست
تو با سرشک ریایی که سر نهی به زمین
اساس دین همه پایه بر اب و پا به هواست
بنه به گردن بند از فکل که ازادی است
عمامه را ز سر خویش باز کن که کلاست
کله که بر سر مردم نهی بنه سر خویش
ببین در آینه کاین نقش زشت یا زیباست
چگونه میوه ز شاخ امل توانی چید
ترا که خواهش دل هم خدا و هم خرماست
قسم به آل عبا می خوری چه چاره کنم
دم خروس من آخر عیان ز زیر عباست
البته در اخر قصیده هم کمی !! از رضاخان تجلیل می کند که کاملا با روایت رسمی که در سیمای جمهوری اسلامی از شهریار نمایش دادند متفاوت است.
شهنشهی که سراپای زندگانی او
همه شرافت و مردانگی و استغناست
کجا رواست که با چون تویی ستیزه کند
مگر نه در پی احیای دین و ملک شماست
تو باز لطف و کرم بین که جرم پوشی شاه
کله نهاد بسر آنرا که خود کلاه رباست
خدایگانا، شاها ز ناسزایی خلق
مباش رنجه خدا را بکن هرآنچه سزاست
فروغ رای تو با روی روشنان سپهر
همان حکایت خورشید و اختفای سهاست
