امروز بسیاری از اندیشمندان مذهبی کشور دغدغه جلوگیری از تداوم حاکمیت و گسترش نفوذ بنیادگرایان در ارکان مختلف را دارند و خطر آنچنان جدی به چشم آمده که نحله های مختلف سنت گرایان دینی حتی طیفهای غیر نوگرای آن با روشنفکران دینی در مورد لزوم تغییر وضع موجود همداستان شده اند.
اما این همداستانی نمی تواند و نباید به همسانی تعبیر شود که "مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبغيان"
ادامه مطلب
برخی نامزدها می گویند که با لیبرالیسم مخالفند و بعضی های دیگر هم به ولایت فقیه اعتقاد کامل دارند
من همینجا بگم که لیبرالم و به ولایت فقیه هم اصلا اعتقاد ندارم حالا خودشون ببینند برای جذب یکدونه رای من چه می توانند بکنند
در روزهای اخیر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری روز به روز ناچار به شفاف کردن مواضع خود می شوند.
علاوه بر موضع گیری در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی روز نامزدها باید به سوالات دیگری نیز پاسخ دهند و منجمله نظر خود در مورد بازداشت دانشجویان وستاره دار کردن آنها را نیز مشخص کنند
اما سوالی که اینبار برای چهارمین دوره هنوز هم با جدیت از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پرسیده می شود این است که
نظر شما در مورد نهضت آزادی و فعالیت آن چیست؟
بیش از 12 سال است که نامزدهای اصلاح طلب همگی در برابر این پرسش قرار می گیرند و البته هنوز هم تمام تلاش خود را می کنند تا از کنار نامه آیت الله خمینی در مورد محروم ساختن اعضای نهضت از حقوق شهروندی شان به ملایمت بگذرند.
شاید نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند مساله کشتارهای سال 67 را اکنون که خانواده های بازماندگان آن نیز غالباً یا در گذشته اند و یا بی مهری روزگار برای انها توان پیگیری خواسته هایشان را نگذاشته به آسانی بگذرند.
اما واضح است که نمی توانند از موضع گیری درمورد آزادی عمل نهضت آزادی ایران به عنوان معیار اصلاح طلبی احزاب ملی و اسلامی هیچ گریزی ندارند.
سوالاتی که دردوران خاتمی به ملایمت پرسیده می شدو جوانانی که آنروزها با جوابهای نه چندان صریح قانع می شدند این روزها بارها و بارها پرسش خود را تکرار می کنند تا پاسخی صریح و شفاف بیابند.
دیگر زمان گذشتن از کنار این پرسش با ذکر جوابهایی نظیر تاکید بر تدین مهندس بازرگان و دکتر سحابی گذشته است.
نامزدهای این دوره انتخابات ریاست جمهوری باید شجاعانه تر نظر خود را در مورد امکان فعالیت نهضت آزادی ایران و نامه منصوب به آیت الله خمینی روشن نمایند چون این پرسشی است که تاثیر قابل توجهی در رویکرد دگراندیشان و جوانان مننتقد و آزادیخواه به ایشان دارد.
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.
الان هم بعضی ها یادشان رفته که جایشان کجاست
1- برگزاری یک انتخابات سالم و دموکراتیک ولو با نتیجه انتخاب یک عنصر غیر دموکرات
2- برگزاری یک انتخابات غیر دموکراتیک به امید پیروزی یک نامزد نزدیک به دموکراسی خواهان
ما هم به عنوان گل سرسبد خوش تیپ های محله و احتمالا تنها کسی که در کل مملکت نظام آباد و نواحی تابعه به اینترنت دسترسی آسان و دائمی داشت در آن ورود شده بودیم
جای شما خالی چندتا تاپیک شخصا برای خودمان داشتیم و یه عالمه دوست از اقصی نقاط عالم
اما حسودانی که در وزارت تیلغراف نشسته بودند حتی در دوران آقای خاتمی هم همین مختصر خوشی را بر ما نپسندیدند و اورکاتمان را فیلتر کردند.
ما هم کمی دچا شکست عاطفی شدیم و بعد از آن معمولا در این "جوامع مجازی " عضو نمی شدیم.
هرچند بعضی هایشان را هم عضو می شدیم ولی در آن ترقصی نمی فرمودیم./
فی المثل کلوب و یاهو۳۶۰
مدتها هم بود که ایمیلهایی تحت عنوان "فلانی شما را دعوت می کند به facebook" برایمان می رسید که ناخوانده دیلیتش می کردیم.
تا اینکه روز گذشته جناب آقای خردپیر برایمان فصلی در مزایای این facebook سخنرانی نمود و اول صبح هم پویان فخرایی مجددا ما را تحریک و ترغیب و چه بسا تحمیق به عضویت در این چیز نمود.
الغرض صبح پنجشنبه ما به ساختن این facebook حرام شد و این لامصب هم مثل موتور دائما افراد جدیدی را به آدم معرفی می کند که می توانی باهاشان دوست بشوی و من هم که از دوست شدن با دیگران خوشحال می شوم دائم دارم به پیشنهاداتش عمل می کنم و تا الان فکر کنم برای ۲۰۰ نفر دعوتنامه فرستاده ام و حدود ۳۰۰ نفر را هم برای دوستی دعوت کرده ام اما گویا این سیستم تمامی ندارد.
اعتماد ملی 7/2/88
روز گذشته در یکی از کم سابقه ترین و شاید بی سابقه ترین معاملات بورس ایران ٥/٥١ درصد از سهام شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) که در تابلوی بورس با نام خصدرا شناخته می شود زیر قیمت تابلو به فروش رفت. فروش سهام مدیریتی شرکتی به عظمت صدرا به صورت عرفی باید به قیمت حداقل ٣٠ تا ٧٠ درصد بالاتر از قیمت تابلوی آن صورت بگیرد. کما اینکه در دورانی که قیمت سهام صدرا تا نزدیک به ٦٠ تومان برای هر سهم نزول کرده بود مشتریان آن نظیر شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران برای خرید بلوک سهام مدیریتی قیمتهای تا ١٠٠ تومان برای هر سهم را پیشنهاد می کردند.
ادامه مطلب
قدیمها ضرب المثلی بود با این مضمون که خونه دوماد هیچ خبری نیست خونه عروس بزن و بکوبه یا بالعکس!! (منظور اینه که بالاخره طرف اصلی خبری نیست ولی اونطرف خوشحال و شادانه)
جریان انتخابات ریاست جمهوری هم تقریبا همینطوره
اقتدارگراها که با امدادهای غیبی احتمالاً برنده انتخابات هستند هنوز هیچ نامزدی را معرفی نکرده اند.
اما اصلاح طلبان تا به حال دو نامزد معرفی کرده اند و دو تا از نامزدهایشان هم انصراف داده اند.
چندین تا کمپین و ستاد خودجوش و غیر خودجوش تشکیل داده اند و به سوی دشمن فرضی حمله می کنند.
البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند اما به نظر من خیلی ساده انگاری است که یک نامزد بدون توجه به رقیبش سیاستهای رقابتی خودش را تنظیم کند.
اما اصلاح طلبان نه تنها این کار رو کرده اند اصرار هم دارند که همه نیروی خودشون رو در همین راه صرف کنند.
فکرشو بکنید اگر همه کسانی که مدتهاست احمدی نژاد رو نقد کرده اند و بنای کار تبلیغاتی خودشون رو روی نقد اون گذاشتند یکهو متوجه شوند که احمدی نژاد در انتخابات ثبت نام نکرده و رقیبشون مثلاً قالیبافه که خودش هم کلی منتقده
یا فرضیات دیگری از این دست که که احتمال وقوعشان هم چندان کم نیست.
پی نوشت: یا فضای سیاسی کشور خیلی مبهمه یا من خیلی خنگ شدم, نفهمیدم مهندس سحابی به دعوت چه کسی به میتینگ انتخاباتی میرحسین رفت و چرا اونجا رو ترک کرد, و هنوز هم متوجه نشدم که جلسه میرحسین موسوی با وزرای دولتهای پیشین و دولت موقت چرا لغو شد و چرا علیرغم تعهد مسوولین ستاد آقای موسوی دیگر این جلسه برگزار نشد