یک عده که حداقل با مساله منطقی تر برخورد می کنند و این سوال رو مطرح می کنند که خاتمی چطور به این نتیجه رسید که خود سرانه می تونه از انتخابات بکشه کنار مساله ای که من هم قبلا توی یک مطلب تحت عنوان "اخلاق هابزی خاتمی" بهش اشاره کرده بودم.
خاتمی حق داشت که بگه من نمیام چون دلم نمی خواد و یا به هر دلیل شخصی دیگری اما حق نداره که بگه یا من میام و یا موسوی و شما اگر من نیامدم از موسوی حمایت کنید
یا وقتی اومد دیگه حق نداشت به همین راحتی بکشه کنار و متاسفانه کلمه اخلاق رو هم دستاویز این کار غیر منطقی خودش بکنه
و یک دسته هم که کارشون از این عمل خاتمی بدتره برخی هوادارانش هستند که همچنان سعی دارند از او یک بت قهرمان بسازند
نمونه فجیع این رفتار رو آقای ابطحی داره که با توجیهاتی که از رفتن خاتمی کرد واقعا نسبت به او ناامید شدم
چطور میشه گزارش بدی که یک فرد در جلسه تشکیلاتی که خودش مسوول بوده در رای گیری شرکت کرده و رای اکثریت قریب به اتفاق اون جمع موندن او بوده و بعد او این رای رو به هیچ انگاشته و یک کار اخلاقی کرده؟
یعنی مجمع روحانیون یک سری افرادی هستند که هیچکدام از اخلاق چیزی نمی فهمیدند و می خواستند خاتمی رو به یک موضع ضد اخلاقی بکشانند؟
یا برخی دیگر از دوستان که همچنان مواضع غبر قابل فهمی نظیر ادامه روند حمایت از خاتمی رو تبلیغ می کنند که من نمی فهمم منظورشون اینه که دوباره خاتمی ممکنه برگرده؟ و یا دوباره بعد از برگشتش ممکنه در یک اقدام اخلاقی و حکیمانه(تعبیر حکیمانه برای هر کاری که آقای خاتمی دلش خواست و انجام داد از من نیست از دوست عزیزم مرتضی کاظمیان است)!! دوباره انصراف بده و این دور تسلسل حکمت و اخلاق! حالا حالا ها ادامه پیدا کنه
من شخصا در هر دو دوره انتخاب خاتمی از او حمایت کردم و در ستادش فعال بودم و حتی اینبار هم در نظر داشتم همین کار را بکنم اما مساله دلیل به صحیح دانستن هر کاری که او کرد نمی شود.
اگرچه شجاعت خاتمی را در مواجه با قتلهای زنجیره ای ستایش می کنم اما این موضوع دلیل نمی شود تا برگزاری انتخابات مجلس هفتم توسط او را هم مدبرانه بدانم.
و اگر چه معتقدم خاتمی حق داشت که وارد کارزار انتخابات نشود و فشارهای اطرافیان و هوادارنش برای ترغیب او به اینکار چندان صحیح نبود اما به همان نسبت هم کناره گیری از میدان با دلایل غیر قابل باور را نیز درست و قابل دفاع نمی دانم
اخلاقی ترین عمل توی یک جامعه دموکرات احترام به خرد جمعی و عدم سوء استفاده ابزاری از واژه مقدس اخلاق به جای " نظرات شخصی " است.
بیچاره ملتی که انقدر به داشتن قهرمان عادت کرده اند که ناچار می شوند برای توجیه کوتاهی های قهرمانش مفاهیم اخلاقی را تغییر تعریف بدهد.
و ایکاش قهرمانان همانگونه که در فیلمها نشان داده می شود انقدر شجاعت داشتند که حداقل صادقانه با مردم روبرو شوند
پی نوشت: امروز دیدم که آقای خاتمی در دیدار مسوولین ستادش تقریبا گفته که برای این از نامزدی انصراف داده که موانع زیادی رو پیش رو می دیده- خوشحالم که ایشان متوجه شد که اعتراف به دلیل اصلی انصراف اخلاقی تر از ذکر دلایل ناموجه و تبلیغی برای اینکار است.
پی نوشت ۲: امروز صدا و سیما در یک اقدام غیر منتظره و غیرقابل باور ساعت ۹ صبح از کانال یک شعرخوانی مهدی اخوان ثالث رو نشون داد اون هم کلوز آپ شدیداً در آستانه سال نو مسرور شدیم خداکنه امسال مشیری و حمید مصدق رو هم نشون بدهند!!
از کلمات قصارشون این بود که در مراسم بازرگان هیچ کس دستگیر نشده و همچنین کلا مشکل مراسم اینجا بوده که دو هفته بعد از سالگرد مهندس برگزار می شده
نمی دونم این بابا دو ماه اخیر رو کجا بوده که نخونده که سخنگوی قوه قضائیه بازداشت هفت نفر رو در اون مراسم تائید کرده و یا حداقل نمی تونه بره دویست متر ائین تر از استانداری و ببینه فرماندار تهران دو روز بعد از ممانعت از برگزاری مراسم تو مصاحبه با ایلنا به اینکه خانواده مهندس بازرگان درخواست کرده اند اما به آنها مجوز داده نشده تاکید کرده
نمی دونم واقعا این استاندار تهران روزنامه می خونه؟ سایت می بینه؟ یا اینکارها رو می کنه منتهی فکر می کنه حافظه مردم هم مثل خودشه و حوادث دو هفته قبل رو به خاطر نمی آورند
حالا حکایت اعلام کاندیداتوری میرحسین هم همونه اگرچه این حق مسلم میر حسینه که در انتخابات نامزد بشه اما فکر می کنم از این به بعد می تونیم بگیم روز ۲۱ اسفندماه روز حمله میرحسین موسوی به اصلاحات بود!
دو چیز طیره عقل است
دم فروبستن به وقت گفتن
و گفتن به وقت خاموشی
انشا الله که این موضوع شامل حال میر حسین نباشه
هنوز یکماهی از تخریب گورستان خاوران نمی گذرد که اقتدارگرایان تصمیمات جدیدی در مورد گورستان گرفته اند
ماه قبل گورستان را تخریب می کردند و این ماه دانشگاه را گورستان
چند روز است که با زور می خواهند پیگر چند شهید را در دانشگاههای تهران دفن کنند و در این راه دهها دانشجوی مخالف را کتک زده و بازداشت کرده اند
چند سوال:
چرا در زمان جنگ و حیات آیت الله خمینی کسی به فکر دفن پیکر شهدا در اماکن عمومی نمی افتاد؟ چرا وسط مدارس حوزه علمیه قم شهید دفن نمی کنند؟
چرا صدا و سیما و رسانه های حاکمیت مردم را انقدر احمق می پندارد؟ فکر می کنند که ما هیچ روز جمعه ای از خیابان فلسطین گذر نمی کنیم تا ببینیم خیابانی که زمانی در آن نماز جمعه برگزار می شد این روزها جمعه ها حتی ممنوعیت تردد هم ندارد و برای نمازگراران جمعه ها حتی دانشگاه تهران نیز اضافه جا دارد؟
نرفته اند ببینند که واقعا در نتیجه سیاستهای تبلیغی حاکمیت در این سالها دیگر بر سر مزار شهدا در بهشت زهرا هیچ کس غیر از خانواده شان توقف نمی کند؟
چرا آیات عظام ساکت نشسته اند و تقیه می ورزند تا گروهی که حسینیه ها را با خاک یکسان و گورستان ها را تخریب می کنند به اسم اسلام دانشگاهها را تبدیل به گورستان کنند؟
و یک سوال دیگر پس از بازداشت دهها دانشجو و درویش در طول یک هفته آیا دیگر در اوین جایی برای سارقان و دزدان و قاتلان باقی مانده است؟
برای دوستانم که از مراسم سالگرد مهندس بازرگان تا کنون در بازداشتند
برای دراویشی که به هنگام حمایت از مسلکشان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شده اند
برای دانشجویانی که اجازه نمی دهند صحن دانشگاهشان زمین بازی دین فروشان شود
"انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب"
و "..صبح بقریب"