تبليغاتX
قوپوز

مسوولین امنیتی و سیاسی ایران امروز تمام شم سیاسی و امنیتی خود را بکار گرفتند و حدس زدند که در انفجارهای اخیر رد پای خارجی در میان است

واقعا چنین هوش و ذکاوتی آفرین دارد.

مابقی مطلب را در اینجا بخوانید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

فکر کنم مهمترین اخبار برای من تو هفته اخیر اکثرش تصویری بود

از پخش فیلمی از تلویزیون که تا چند سال پیش داشتنش خودش یه جرم بزرگ بود (مدافعات گلسرخی در دادگاه) و فیلمهایی از دکتر یزدی و ..

تا جشنواره فیلم فجر

فیلم جالب دهنمکی رو هم دیدم

البته فکر کنم برای شکستن کلیشه های خودش کمی به دام کلیشه ها دیگران افتاده بود

اما رویهمرفته فیلم خوبی بود و فحشی هم به این کارگردانهای پر ادعا،‌ نشون داد که در صورت وجود امکانات فیلمسازی کار چندان سختی نیست و یک بسیجی مثل ده نمکی که سابقه ای در فیلمسازی و موهای بلند و ادعای رژیستوری هم نداره می تونه فیلم قابل تاملتری نسبت به این کارگردانهای پر ادعا بسازه

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

بر سر دوراهی

دوست عزیز جناب آقای عبدی تذکر داده اند که فقط در صورتی مقاله من را در سایتشان منتشر می کنند که انرا در هیچ جای دیگر منتشر نکنم

با توجه به اینکه مقاله من در سایت آقای عبدی تا این لحظه ۴۰ نظر و در اینجا فقط دو کامنت داشته است طبیعتا من در این دو راهی میان قوپوز و آینده آینده را انتخاب می کنم

با پوزش از دو نفری که در مورد مقاله در اینجا نظر داده اند مقاله انتخاب واضح را در آدرس زیر  بخوانید

www.ayande.ir/1385/11/post_154.htmlcomments

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

فکر می کنم باز هم سیکل معیوب جام زهر در حال تکرار است

متاسفانه کسانی که ممکن است ناچار به نوشیدن جام زهر شوند به راحتی اینکار را نمی کنند.

گمان می کنم همه در حاکمیت جمهوری اسلامی فهمیده اند که قضیه دیگر شوخی نیست اما در تله حیثیتی که آمریکا برایشان ساخته گیر افتاده اند.

همه می ترسند که مبادا پذیرش قطعنامه و تعلیق به شکست تبیر شود و برای همین سیاست فرار به جلو را پیش گرفته اند.

برخی هم منتظرند تا حداقل تغییر خاصی ولو در جهت منفی در مساله رخ دهد تا شاید به آن بهانه بتوان جام زهر را نوشید

مرددم شاید در این مورد یک مقاله هم نوشتم

اما چه سود آنچه که به جایی نمی رسد فریاد است

چه رسد به مقاله

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

از دید بسیاری از حاضرین و خبرنگاران در مراسم سالگرد مهندس بازرگان در حسینیه ارشاد گویا جالب ترین نکته مراسم عدم استفاده از عمامه و عبا توسط استاد مجتهد شبستری بوده است.

اولین با چند ماه پیش که به همراه چند تن از دوستان برای عرض خسته نباشید به دنبال بازنشستگی اجباری ایشان از تدریس در دانشگاه خدمتشان بودیم با ظاهر جدیدشان روبرو شدیم.

می گفت که این لباس برایش سنگین و مزاحم بوده و به راحتی انرا کنار گذاشته بود.

شاید یک دلیل تسریع در بازنشست کردن ایشان نیز همین بود،‌ استاد محمد مجتهد شبستری اگر غلو نباشد با حوزه های علمیه امروز همانقدر همسانی دارد که من با خاخامهای یهودی!!

شاید سنگین باشد که وقتی با گروهی هیچ همسانی و  همفکری نداری همگان بخاطر لباست تو را در همان طیف بدانند.

متاسفانه برخی روشنفکران جوان ما نیز انقدر از این مساله ذوق زده شده اند که کار دارد به جای باریک می کشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  | 

اینهفته هم در جلسه دفتر سیاسی نهضت تراکم سوژه های مرتبط با دولت فخیمه مانند مابقی جلسات تشکیل شده در دوران صدارت آقای احمدی نژاد ناگزیر بخش عمده ای از زمان جلسه را به خود اختصاص داد.

فکر می کنم این یکی از استراتژیک!! های دولت نهم است که انقدر سوژه تولید کند که فعالین سیاسی فرصت سر خاراندن و فکر و تولید اندیشه را از دست بدهند.

چند عضو جوان جدید هم داشتیم و مراسم تحلیف و فرصت تاکید و تکرار میثاق عضویت

مخصوصا چون فرداش سالگرد دبیرکل فقید و بنیانگذار نهضت بود این تکرار میثاق عضویت فضای نوستالوژیکی پدید آورده بود.

و نکته جالب هم این بود که آقای ابوالفضل حکیمی به عنوان یکی از حاضرین در جلسه بیش از دوبرابر سن برخی از این اعضای جدید فقط سابقه عضویت در نهضت آزادی را دارد.

قابل توجه کسانی که دائم طعنه می زنند که میانگین سنی اعضای نهضت بالاست.

ما باید حداقل به ازای هر عضو مثل آقای حکیمی ده تا عضو جوان بگیریم تا میانگین پائین بیاید.

شاید احزاب دیگر بدلیل اینکه اعضایی با این سطح تجربه و سابقه ندارند راحت تر بتوانند میانگین سنی شان را پائین بیاورند! 

نوشته شده توسط علی اکرمی در ساعت  | لینک  |