یکی از بزرگترین حسرتهای من در زندگی اینه که نتونستم از محضر این مرد بزرگ استفاده کنم
نمی خواهم غلو کنم اما واقعا بازرگان و سحابی در اصولگرایی و صداقت رو نمی تونم شرح بدم
دهها سال ایستادگی بر سر اصول آزادگی و مبارزه در هر رژیمی و از آن مهم تر حتی مبارزه با پارادایم و جو غالب جامعه،تسلیم نشدن به جو ، به زندان، به تهدید و ....
مبارزه قاطع اما به غایت اخلاقی
واقعا به حاکمیت جمهوری اسلامی حق می دهم که نتونست افتخار خودش را از داشتن چنین مخالفی پنهان کند.
مردی که عمری فعالیت کرد و هیچگاه سازش نکرد اما هنگامی که درگذشت مخالفان و حتی دشمنانش هم نتوانستند عظمت او را انکار کنند.
۶۰ سال مقاومت کرد اما برخلاف برخی افراد یک ساعت آن حتی به شبهه لکه ای از اقدام برخلاف اخلاق و منافع ملی ایران آلوده نشد.
خدا رحمت کند تا زمانی که دکتر سحابی در قید حیات بود یکی از بهترین فعالیتهای من این بود که به ملاقات ایشان بروم و یا حداقل تماس تلفنی بگیرم و با یک تماس کوتاه برای مدتها فعالیت اجتماعی و سیاسی نیرو بگیرم.
نمی دونم نعوذبالله خداوند کم لطفی کرده یا دلیل دیگری داره ولی هرچه فکر می کنم امیدی ندارم که از نسل ما کسی به اون درجه برسه
نمی دونم چی شد یا اون ستون افتادم اما به یادش گزارش مختصر آخرین جلسه دفتر سیاسی نهضت رو با عنوان شنود دفتر سیاسی می ذارم اینجا تا حداقل با حضور برادران ... برای مطالعه اونها بازدید کنندگان وبلاگم بره بالاتر
مطابق معمول بخشی از جلسه به مباحث مربوط به فشارهای متنوع اداره اطلاعات بر مجموعه اختصاص داشت.
در یکساله اخیر کمتر هفته ای رو ما بدون اخباری نظیر احضار و تهدید اعضا گذرونده ایم و ایندفعه نوبت دوستان آذربایجان بود.
دو هفته قبل ماموران اطلاعات از آقای فرزدی خواسته بودند که جلسه داخلی تحت عنوان بررسی مسائل آذربایجان رو لغو کند که دکتر فرزدی هم امتناع کرده بود و به دنبال آن
ادامه مطلب
انقدر که رفتم با یکیشون ازدواج کردم تا حداقل برای بلیت جشنواره موسیقی مشکلی نداشته باشم و از صدقه سر متعلقه دیشب تونستم سوئیت سنفونی چکناواریان با ارکستر ارمنستان به نام پیامبر صلح و دوستی رو ببینم و بشنوم (هنوز نمی دونم فعل کنسرت رفتن دیدن است یا شنیدن دوستنای که اطلاع بیشتری دارند در این مورد راهنمایی کنند)
یک اجرا در سطح بین المللی که چندتا مساله کوچک هم داشت
ادامه مطلب
این مطلبو خیلی سریع نوشتم و متاسانه بدون بازخوانی ایمیل کردم و خیلی از سایتها هم زده اند، جای کار خیلی بیشتر از این داشت.
پس از انتشار قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران فضای رسانهای کشور مملو ازتحلیلهای مخلتف در مورد آثار و نتایج تصویب این قطعنامه و پیش بینی واکنشهای متقابل ایران و دول غربی پس از پایان مهلت دوماهه اجرای این قطعنامه شده است.
در این نوشتار سعی می شود تا با رویکردی متفاوت به مسائل مرتبط با سیاست خارجی ایران در شرایط کنونی پرداخته شود.
واقعیت امر این است که طرح ایالات متحده برای خاورمیانه کاملا جدی است، از تصویب قطعنامه علیه صدام و سلاحهای کشتار جمعی وی که هیچگاه نیز پیدا نشدند تا اشغال عراق و اعدام صدام ، از طرح پیشنهادات صلح خاورمیانه تا اعمال فشارهای اقتصادی بر دولت منتخب مردم فلسطین برای سرنگونی آن و وادار ساختن فلسطینیان به پذیرش صلح خاورمیانه، چراغ سبز به اسرائیل برای حملات گسترده به لبنان به تلافی ربودن دو سرباز، فشار بر دولتهای عربی منطقه برای عدم موضعگیری به نفع لبنان در جریان نبرد یکماهه مسائلی است که در یکسال اخیر نشانه هایی از عزم جدی جرج بوش و سایر تصمیم گیران غرب برای تکمیل طرح خاورمیانه جدید است.
ادامه مطلب
۱- اولین حرکت سیاسی جدی من فرار از دبیرستان برای شرکت در مراسم تشییع مهندس بازرگان بود، و جا موندن اتوبوس ما از مابقی ماشینها و چلومرغی که مهندس صباغیان اونروز به اون اتوبوس جداگانه داد باعث ایجاد خاطرات مشترک بین من و یکی از بهترین دوستانم یعنی رضا تاجیک شد ۳۰ دیماه ۱۳۷۳
۲- تو مدرسه انقدر شلوغ و شیطون بودم که همیشه دفتر انضباطی مدرسه در صفحه من مملو از تذکرات و اخراجهای موقت بود - همینجا از ناظم سال آخر دبیرستان عذرخواهی می کنم من آن سال نه تنها دفتر انضباطی کلاس خودمون بلکه کل دفاتر انضباطی پایه چهارم دبیرستان اندیشه اعم از تجربی و و ریاضی رو دزدیدم
۳-هر چقدر تو زندان اول در کمیته مشترک (توحید ) خیلی بهم بد گذشت اما این زندان آخری با عبدالله مومنی یه چیز دیگه بود یکشب انقدر عبدالله مزه ریخته بود که هی نگهبان به من فحش می داد و به در لگد می زد اما من نمی تونستم خنده ام را نگهدارم
۴- یکبار در دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات به مناسبت حضور آقای هاشمی دستور داده شده بود که برای حفظ امنیت همه کمدهای دانشجویی تخلیه شود من هم نبودم و ناچار خود مسوولین در کمد را باز کرده بودند. موجودی کمد دانشجویی من یک سری روزنامه و مطالب سیاسی به همراه یک.........قلیون ناصرالدین شاهی و لوازم جانبی اعم از آتشگردان و ذغال بود.
۵- به عنوان شهروند نمونه رقم خلافی من از تاریخ خرید ماشینم در بهمن ۸۲ تا اول تیر امسال ناقابل شده ۱۱۶۰۰۰۰۰ ریال ماشینمم به دلیل عدم تعویض پلاک خوابوندن پارکینگ موندم چه خاکی به سرم بریزم
به هر کدام از سایتهای رسمی کشور سر زدم کمتر نتیجه داد
سایت وزارت کشور کل امارهای مربوط به انتخابات گذشته را از سایت حذف کرده و همینطور شورای نگهبان
اینکار نمی تونه بی دلیل باشه
حتی در اعلام نتایج خبرگان این دفعه هم فقط امارهای سرجمع رو گذاشته اند و اونهم نه به تفکیک حوزه ها
خدا رو شکر که من کمی با این سیستم مملکت داری خو گرفته ام و هر کجا اطلاعات و خبر یا عکسی می بینم سریع سیو می کنم در غیر اینصورت هیچ تضمینی وجود نداره که فردا هم اون اطلاعات سر جای خودش باشه
چمران به عنوان نفر اول لیست قالیباف 36٪ آرا
پروین احمدی نژاد به عنوان سرلیست احمدی نژاد 14٪
محمد علی نجفی به عنوان نفر اول اصلاح طلبان 13٪
در شهر تهران در انتخابات ریاست جمهوری آقای معین 77/14٪آرا
قالیباف 9/10٪ آرا
کروبی 5٪آرا
هاشمی 17/24٪ آرا
و احمدی نژاد 78/31٪ آرا را کسب کرده بودند
مهر علیزاده و لاریجانی هم از دو طرف حذف شدند
مجموع آرای قالیباف و احمدی نژاد به عنوان جبهه رقیب اصلاح طلبان همچنان ثابت مانده است
اما اصلاح طلبان حتی در خوشبینانه ترین حالت که فقط آرای آقای معین را هم محاسبه نماییم حدود 2٪ کاهش و در صورت محاسبه مجموع گروههایی که در انتخابات اخیر از لیست اصلاح طلبان حمایت نمودند و مقایسه آن با انتخابات ریاست جمهوری حدود یک سوم آرای خود در یکسال پیش آنرا کسب نموده اند.
عليرضا دبير که عضو هيچ ليستی نبوده است ، بيش از مجموع آرای مسجد جامعی ( وزير خاتمی) و نجفی ( سر ليست ائتلاف و وزير مشهور هاشمی) رای آورده است.
از همه دوستان عزیز اصلاح طلب پیشاپیش عذرخواهی می کنم من هم امیدوار بودم نتیجه تلاشهای دوستان بسیار بیش از این باشد
اما واقعیت چندان قابل گریز نیست
هرچه کارنامه وی تا سال ۸۰ مملو از افتخارات و دفاع از مردمسالاری است از سال ۸۰ به بعد متاسفانه روندی در پیش گرفته اند که بجز در نما هیچ گونه قربتی با مردمسالاری ندارد.
شاید این ها همه ناشی از پارادوکس اولیه ایشان در همسان دانستن جامعه مدنی با مدینه النبی ناشی شده باشد.
در مدینه النبی حاکم برگزیده و معصوم آنچه را از جانب خداوند به عنوان صلاح مسلمین به وی وحی می شد به مسلمین ابلاغ می کرد.
ولو این امر انتصاب جانشین برای ولایت مسلمین بود
اما آیا در جامعه مدنی نیز چنین است.؟
دلیل اصلی نگارش این مطلب موضعگیری اخیر آقای خاتمی بود که در آن از برخی افراد خواسته بود با شبهه آفرینی حضور گسترده مردم را در حمایت از نظام مخدوش نکنند.
من توجیهی برای این صحبتها نمی بینم یعنی منطقا یا اعضای جبهه مشارکت و اصلاح طلبان در مورد مخدوش بودن انتخابات دروغ می گویند و یا آقای خاتمی گمان می کند که مهم حضور گسترده و نمایشی جمعی از رعیت در انتخابات است و نه حفظ امانت آرای آنان
نمی دانم دوستان جبهه مشارکت و دیگر گروههای دوم خردادی چه زمانی می خواهند تکلیف خود را با این پارادوکس مشخص نمایند اما هرچه این امر به درازا انجامد فقط سرمایه اعتماد اجتماعی نسبت به آنان از دست خواهد رفت
برای کی لحظه فکر کردم که اگر رهبری جامعه نیز بخواهد همانند مدینه النبی جانشین خود را مشخص نماید آقای خاتمی چه موضعی خواهند گرفت؟
