معلوم نیست این دولت فخیمه با چه هدفی اینقدر ناشیانه رفتارهای دینی شهروندان را مورد حمله قرار می ده
البته خیلی هم نامعلوم نیست!
در یک سال گذشته با رواج بی رویه مراسم خرافی عمرکشون و ..... در محافل باندهای قدرت در قم و یا با رئیس جمهوری که ترجیح می ده در سازمان ملل بجای آیاتی از قران کریم که کتاب آسمانی همه مسلمین است دعایی خاص را بخواند می شد حدس وقوع چنین برخوردهایی رو زد
اهل سنت به وجوب نماز جمعه اعتقاد دارند بنابراین یا ناچارند از اعتقادشون دست بکشند و یا این ماجرا را ادامه بدهند. به هر حال من عاقبت چندان خوشی برای این ماجراجویی اخیر دار و دسته احمدی نژاد نمی بینم. شاید هم آقایاون فکر کردند که اینجوری اهل سنت ناچار می شوند نماز واجبشان را پشت سر امامی که نماز مستحب می خونه برگذار کنند. مثلا در دانشگاه تهرن پشت سر اقای جنتی و سخنرانی پیش از خطبه های آقای مصباح رو هم گوش بدهند.
احتمالا کپی های این آقایان در القاعده و جند الاسلام و ... هم فردا به تلافی چند نفر از شیعیان را سر می برند و یا جایی را منفجر می کنند و اینگونه سیکل معیوب هر روز قربانی می گیرد.
امیدوارم دوباره بر اثر دسته گل بعدی حاکمیت پست بعدی ام حداقل در مورد نقض حقوق شهروندی نباشد
به برخی حملاتی که تو این چند وقته به ایشان شده پاسخ داده
یه موضوع جالی اینه که پس از واقعه حمله به حسینیه شریعت در قم که ما هم برای اطلاع رسانی آن انجام وظیفه ای کردیم دراویش رویکردی به فضای مجازی داشته اند و الان دهها وبلاک و سایت دارند و همینطور مخالفان و منتقدان انها هم
البته در این وسط رد پاهای مشکوکی هم دیده می شه
برخی از وبلاگهای مخالف و منتقد درویشان علاوه بر مسائل و مقالات معمولی برخی فیلمها و عکسهای از مراسم دراویش رو هم به عرضه گذاشته اند که به نظر نمی آید از راههای معمولی و مشروع تهیه شده باشد.
برای من که می دونم علیرغم لطف بسیاری که خود دکتر تابنده و نزدیک ترین دوستانشون به ما دارند اعلام کردند که مراسم انها قابل تصویر برداری نیست وجود چنین فیلمهایی فقط یه مفهوم داره
دوستان ما هم هر بار که بازداشت می شوند با حجمی از فیلمها و عکسهایی روبرو می شوند که یا از منازل اشخاص به یغما رفته یا با دستگاههای پنهانی ضبط شده است.
دراویش نعمت اللهی در امور فقهی از مراجع تقلید قم تقلید می کنند و مدر مسائل سیاسی نیز برحسب اجتهاد شخصی عمل می نمایند. فقط در مسائل عرفانی از پیر طریقت خود پیروی می کنند.
واقعا چرا حاکمیت نمی گذارد تعدادی از شهروندانش کمی ، تاکید می کنم فقط کمی متفاوت دینداری کنند؟
وزارت کشور که هنوز حتی به خودش زحمت نداده رد صلاحیت ما رو به ما اعلام کنه
فکر کنم دارو ودسته آقای ثمره هاشمی، نهضت رو به عنوان یک حزب که به رسمیت نمی شناسند هیچ
ما رو به عنوان انسان نیز به رمسیت نمی شناسند که بخواهند چیزی رو به ما ابلاغ کنند ولو رد صلاحیتمون باشه
دوستان ملی مذهبی یه بیانیه دادند که در انتخابات خبرگان شرکت نمی کنند. نهضت هم تا چند روز دیگر همین کار رو می کنه
فقط موندم برخی احزاب اصلاح طلب می خواهند چه کار کنند؟ و متاسفانه حدس می زنم فقط به خاطر حمایت از شخص شخیص اقای هاشمی ناچار به شرکت در انتخابات خبرگان و حمایت از ایشان و یا حداقل سکوت خواهند شد.
البته دوستان اعتماد ملی هم گویا بحث انتخاب بین بد و بدتر را خیلی جدی گرفته اند، تا آنجا که جوادی حصار عزیز که روزگای در نقد ناطق در هفته نامه وزین طوس می نوشت
" برادرجان خراسان است اینجا سخن گفتن نه آسان است اینجا"
و معمولا هم به دستور آستان قدس هفته نامه اش در بسیاری از کیوسکهای مشهد توزیع نمی شد ناچار به حمایت از رازینی و واعظ طبسی شده اند.
البته واعظ طبسی مسائل دیگری هم داره از اول امسال آقایان خامنه ای- هاشمی شاهرودی - هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد هرکدام دو تا چهار بار برای ملاقات با وی و بهانه های دیگر به خراسان رفته اند.
یه خبر تائید نشده در مورد برکناری فرهاد رهبر هم جایی خوندم به نظرم جالب بود گفتم تو وبلاگم هم بگذارمش
هفته نامه اشپیگل گزارشی را تحت عنوان تلاش های مخفیانه برای خرید تجهیزات اتمی در ایران منتشر ساخته است. دراین گزارش آمده است:
بموجب اطلاعات بدست آمده، ایران 418 میلیون دلار بودجه برای محرمانه برای فعالیت های اتمی خود اختصاص داده است. این بودجه با نام دیگری در بودجه عمومی کشور گنجانده شده و تاکنون هیچ مقامی درباره جزئیات این بودجه سخن نگفته است.
اشپیگل متکی به شنود تلفنی یک منبع اطلاعاتی غرب، در خردادماه گذشته، از یکی از مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی مدعی می شود:
بموجب این شنود، برخی اعضای مجلس ایران شاکی بوده اند که آن ها از میزان و دلایل هزینه های منظور شده در بودجه ها و مقادیر پول موجود در دست دولت بی خبر نگاه داشته می شوند.علاوه براین در رابطه با وجود «بودجه ویژه ای» مذاکره شده است که از طرف سازمان برنامه و بودجه در اختیاریک وزیر دولت با نام «فرهاد رهبر» گذاشته است.
چندین و چند تا تحلیل می شه روی این خبر داشت
این خبر اصولا واقعیه یا نه
آیا واقعا منبع اطلاعاتی ذکر شده غربی بوده و یا کسانی برای حذف دکتر فرهادی معاون سابق وزارت اطلاعات این برنامه رو اجرا کردند؟
و یه چند تا .... دیگه که فکر کنم طرحش نکنم بهتر باشه
از چند روز پیش که ایلنا یک فهرست از نامزدهای اونها و چندتا گروه دیگر رو منتشر کرد همش وسوسه می شدم که یه نقد تندی روی اینکارشون بنویسم.
۴۹ تا اسم ردیف کردند که حتی خبرنگارها هم خیلی هاشون رو نمی شناسند ولی حتی برای خالی نبودن عریضه حاضر نشدند اسم چند نفر از نهضت و یا دیگر گروههای دگر اندیش رو هم ولو نمایشی هم که شده ته این لیست بگذارند.
نمی دانم برای تائید صلاحیت شدن واقعا تا این حد عقب نشینی از اصول لازمه؟
یا باید محض اطمینان سخنگوی ائتاف اصلاح طلبان (آقای حاجی) هم اضافه کنه که ما با احزاب بدون مجوز همکاری نمی کنیم؟
البته فکر کنم بازهم باید بیشتر به اقتدارگرا ها امتیاز داد و حتی در بیانیه های نقد رد صلاحیتها به رد صلاحیت کامل یک گروه از شهروندان هیچ اشاره ای نکرد.
آقای حاجی هم در ادامه روشهایش فقط از رد صلاحیتها در هیاتهای اجرایی و نظارت گلایه کرد. و از رد صلاحیت شده ها هم فقط به اسم آقای حبیبی اشاره کرد.
ما در نهضت در انتخابات سعی کردیم اصولی برخورد کنیم خبرگان رو که مطمئنا شرکت نمی کنیم و حتی در شوراها هم از اول اعلام کردیم که حتی در صورت تائید صلاحیت شدن هم به نفع لیست مشترک اصلاح طلبان حاضریم کنار بریم.
اما بعضی ها هنوز در مورد شرکت در انتخابات خبرگان هم دو دل هستند و می ترسند با عدم شکت در این انتخابات و عدم حمایت از هاشمی و برخی دیگر در خبرگان قلبهای حساس علما برنجد
قبل از راه انداختن این وبلاگ فکر می کردم که چجوری منظم آپلودش کنم تا خوانندگان رو جذب کنم
الان موندم که اصلا چی باید این تو بنویسم؟
از صبح کلی وبلاگو نگاه کردم منتهی من هیچکدوم از اونها رو نمی تونم تو وبلاگ بذارم
انقدر درونگرا هستم که مطالب خصوصی ننویسم.
سوژه اصلی زندگی ام هم بجز خانواده ، سیاسته که در اون مورد هم یه سایت دارم به چه بزرگی
مقالاتمم که می دم مجلات و سایتها چاپ کنند
فیلم دختر شوکت رو هم ندارم که تو وبلاگ بذارم ملت بیایند ببینند
واقعا چی می تونم اینجا بگذارم که برای مراجعه کننده ها جالب باشه؟
نمی دونم اما یواش یواش دارم به این نتیجه می رسم که نداشتن وبلاگ آنقدرها هم بی کلاسی نیست و می شه از خیرش بگذرم.
یه راه حل فکر کنم بی فایده دیگر هم که دارم اینه که این ولاگو همینطوری بذارم بمونه ببینم شاید یکی یه راهنمایی کرد فرجی شد.
اگر هم نه بیخود امکانات و فضای بلاگفا رو اشغال نکنم کلش رو پاک کنم
تازه چندتا مشکل دیگر هم برام بوجود امده
یکی اینکه مردد مونده بودم کدوم عکسمو برای وبلاگ بذارم ، اونی که الان هست یا یکی دیگه که رسمی تراست
اما فکر کردم اون عکس متفکر برای وبلاگ با کلاس تره و عکس رسمی رو هم گذاشتم برای تبلیغات شورای شهر البته فکر کنم اندفعه که رد صلاحیت شدم و تا انتخابات بعدی هم دیگر موی زیادی روی سرم نمونده که بتونم روی آرای منبعث از جذابیتهای تصویری ام زیاد حساب کنم.
یه اسم خیلی دهن پر کن هم لازم دارم.که علی الحساب تا تفکر مجدد از میان چغازنبیل و چگور اسم چگور رو انتخاب می کنم و برای اینکه رد گم کنم و همچنین یه آس دیگر رو هم رو کرده باشم اسم وبلاگو می ذارم قوپوز (چگور)
